مطالب مرتبط:

قدردانی خانواده شهید بابایی از ققنوس سینمای ایران: «به وقت شام»توصیف رشادت ها و مجاهدت های فرزندان رشید مدافع حرم است

خانواده شهید بابایی با نگارش نامه ای از ابراهیم حاتمی کیا تقدیر کرد و فیلم سینمایی «به وقت شام»را توصیف رشادت ها و مجاهدت های فرزندان ...

مهاجرت معکوس مهمترین مسئله سریال «خانواده دکتر ماهان» است

مهاجرت معکوس مهمترین مسئله سریال «خانواده دکتر ماهان» است

راما قویدل کارگردان سریال «دکتر ماهان» مهمترین رکن و مسئله این مجموعه نمایشی را مهاجرت معکوس عنوان کرد.

شگرد سازمان های جاسوسی برای کسب اطلاعات از هدف چیست؟

انجام عملیات روانی درباره پشت پرده ها یا پیش بینی ها در عرصه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در رسانه های ارتباط جمعی اعم از روزنامه ها، شبکه های ماهواره ای، سایت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی، در سالیان اخیر  به مهم ترین اقدامات و عرصه فعالیت آشکار و پنهان سازمان های ...

احمدرضا احمدی: خاطره ها رهایم نمی کنند

احمدرضا احمدی را شاعر و نویسنده کودکان و نوجوانان می شناختیم با آثاری که عناوینی لطیف چون «من سفیدی اسب را گریستم» روی جلد خود داشت. بزرگ تر که شدیم او را این گونه یافتیم؛ شاعری که با زبانی ساده و تصویری لطیف فضایی معصومانه می آفریند. ...

طنز؛ کنکورت را هضم و دفع کن

میثم ابراهیم نژاد بازرگانی در ستون طنز روزنامه جهان صنعت نوشت: همین الان که دارم این متن را می نویسم، تنها چیزی که باعث شده دست به قلم شوم، صدای نخراشیده روی مخی است که دارد از داخل تلویزیون داد می زند که: «کنکوری ها! برای شما یه برنامه درجه یک داریم. اگر ب ...

چرا «نوید محمدزاده» داوری جشنواره را نپذیرفت؟ + عکس

در نشست خبری رضا میرکریمی (دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر) نوید محمدزاده همراه با ویرا لانگروفا (مدرس سینما) از جمهوری چک، بَرمک اکرم (کارگردان) از افغانستان بعنوان داور بخش فیلم های اول اعلام شد. بعد از ساعاتی از انتشار این خبر نوید محمدزاده در صفحه اینستاگرام ...

عشق شرقی با «در انتظار گودو» تلفیق شد/ اجرا از ۲۶ فروردین

نمایش «عشق شرقی گودو» اثری است که از ۲۶ فروردین در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می رود و به گفته کارگردان آن، تلفیقی از سلوک عشق در شرق و تم نمایشنامه «در انتظار گودو» است. ...

آدم هایی درگیر ترس، تردید و انتخاب/ روایت قلی پور از «تابوت عهد»

عماد قلی پور، کارگردان «تابوت عهد» می گوید این نمایشنامه دو نفره را می توان با سه کلمه توصیف کرد؛ ترس، تردید و انتخاب.

نامه‌های بازیگر شهید به همسرش در «پرتره» شبکه مستند

سومین قسمت از ویژه برنامه «پرتره» اختصاص به مستند «ابراهیم در آتش» دارد که پرترهâای از زندهâیاد سید محمد ابراهیم اصغرزاده و از شبکه مستند پخش می شود. ...

ترجیح دادم در سینمای ایران بازی نکنم/مدت هاست از وضعیت فردوس کاویانی بی خبرم

بازیگر سریال "همسران" گفت: من به هر قیمتی در سینما کار نمی کنم و کار باید شسته رفته باشد تا ایفای نقش در آن را بپذیرم. طی چند سال گذشته پیشنهادات بسیاری شده که یا نقش را دوست نداشتم و یا فیلمنامه برای بازی مجذوبم نکرده است. ...

مشکلات کارگردان معدن همچنان باقی است/ اگر بمیرید هم باید کار کنید

مستند «زمستان یورت» با حضور کارگردان اثر و یکی از نمایندگان کارگران معدن یورت در دانشگاه صنعتی شریف اکران و بررسی شد.

فروش GTA V از بهترین فیلم های سینمایی نیز بیشتر بوده است

بر اساس صحبت های یکی از تحلیل گران صنعت فیلم و بازیسازی، GTA V توانسته از تمامی فیلم های سینمایی فروش بیشتری داشته باشد و آماری باورنکردنی از خود به جای بگذارد. در ادامه با وینفون همراه باشید. این موضوع که بازی GTA V یکی از موفق ترین و پرطرفدارن ترین ...

عکس ؛ نقی معمولی اینبار در کلینیک به استقلالی ها رسید!

عکس ؛ نقی معمولی اینبار در کلینیک به استقلالی ها رسید!

محسن تنابنده که در نقش نقی معمولی در سریال پایتخت روبروی دوربین های تلویزیون حاضر شد، به دلیل آسیب دیدگی پا امروز در کلینیک باشگاه استقلال حاضر شد تا به مداوای پای مصدومش زیر نظر دکتر امین نوروزی معاونت پزشکی استقلال بپردازد. تنابنده از هواداران متعصب استقل ...

بازیگری که ترجیح می دهد در سینمای ایران بازی نکند

بازیگر سریال “همسران” گفت: من به هر قیمتی در سینما کار نمی کنم و کار باید شسته رفته باشد تا ایفای نقش در آن را بپذیرم. طی چند سال گذشته پیشنهادات بسیاری شده که یا نقش را دوست نداشتم و یا فیلمنامه برای بازی مجذوبم نکرده است. ...

آقای بازیگر: به هر قیمتی در سینما کار نمی کنم

بازیگر سریال “همسران” گفت: من به هر قیمتی در سینما کار نمی کنم و کار باید شسته رفته باشد تا ایفای نقش در آن را بپذیرم. طی چند سال گذشته پیشنهادات بسیاری شده که یا نقش را دوست نداشتم و یا فیلمنامه برای بازی مجذوبم نکرده است. ...

از «پشت پرده افزایش نرخ دلار در ترکیه به روایت مشاور ارشد اردوغان» تا «توقف ثبت سفارش واردات و صادرات تا اطلاع ثانوی»

این پیمانه تیتر هایی همچون پایان هفته با ۱۵ ارز کاهشی در مقابل ۱۵ ارز افزایشی، سفر برای بار دوم در سال، با دلار قاچاق یا راهی دیگر؟، توقف ریزش نرخ سکه تمام در بازار تهران، افزایش قیمت نفت با احتمال درگیری نظامی در سوریه، اتحادیه اروپا تحریم های خود علیه ایران را ...

گفت و گو با اسمز پرتو برای فیلم "کامیون"

گفت وگو با کامبوزیا پرتوی درباره فیلم «کامیون»

گفت و گو با اسمز پرتو چند روز قبل از آغاز جشنواره انجام شد. حتی سوالات جامع و مناسب است کسانی که می خواهند پیش از تماشای "کامیون" اطلاعات در مورد متن حاشیه آن را می دانم. این فیلم داستان یک راننده کامیون لینک کلیک کنید برای عراق: زنان و کودک است که تهران می تواند به شوهرش در نهایت. نکته شگفت انگیز در مورد این فیلم این است که شخصیت های داستان یک قبیله رقیب در عراق و مشکلاتی که تحت تاثیر حملات داعش است. اشاره کرد. "کامیون" موافق و مخالف با این است. "کامیون" دوم فیلم کامبوزیا پرتوی است که در کارنامه اش فیلم هایی چون کافه ترانزیت، ننه لالا و فرزندانش، افسانه دو خواهر، بازی بزرگان، گربه آوازخوان، گلنار و ماهی دیده می شود.     کامبوزیا پرتوی  چطور به فیلمنامه کامیون و بعد کارگردانی آن رسیدید؟ کامیون از طرح های قدیمی بود که داشتم. سال ها فرصت ساخت آن پیش نمی آمد و امسال این اتفاق افتاد. مسئله ای که برای خودم جالب است این است که فیلمنامه هایی که محورشان انسان ها و بررسی موقعیت آدم ها است، هیچ وقت کهنه نمی شود. معمولا فیلم هایی که براساس یک انسان و زندگی اش در یک مقطع خاص است، همیشه قابلیت پرداخت دارند.به لحاظ اقتصادی این همه سال منتظر ساخت این فیلم ماندید؟ یا داستانش به گونه ای بود که فکر کردید مخاطب در حال حاضر آن را بیشتر می فهمد؟ چند سال پیش در دوره ریاست جواد شمقدری بر سازمان سینمایی اقدام به ساخت آن کردم اما موافقت نشد. البته طرح مشکلی نداشت با کارگردانی من موافقت نشد. الان فرصت این را پیدا کردم که آن را بسازم.بر اساس شنیده ها فیلم درباره داعش است. شما که طرح را قدیمی می دانید پس این ماجرا در بازنویسی های آخر به فیلمنامه اضافه شده است؟ داعش یک بهانه است. برای شروع فیلم دنبال یک بهانه بودیم و از موضوع داعش برای این کار استفاده کردیم. اما فیلم درباره داعش نیست.فیلم چقدر  جاده ای است؟ شاید بیست دقیقه اش در جاده بگذرد. بقیه فیلم در شهر تهران است.در سینمای کلاسیک خارج از ایران، فیلمی بوده که احساس کنید «کامیون» می توان شبیه آن باشد؟ اصلا متاثر از یک فیلم خاص نیستم. اما اتفاقاتی در سراسر جهان در حال وقوع است که خود به خود آدم را متاثر می کند. این موضوع هم یکی از آن موارد است که فکر کردم الان موقعیتی است که می شود به این موضوع پرداخت.   در فیلم «کافه ترانزیت» هم مانند «کامیون» مسافرهایی را می بینیم که باعث شکل گیری داستان می شوند. این دو فیلم چقدر به هم مربوط هستند؟ نه اصلا. اتفاقا «کافه ترانزیت» یک فیلم کاملا استثنایی بود که حول محور یک قهوه خانه اتفاق می افتد. اما «کامیون» یک فیلم کاملا پرتحرک است و درباره یک جسم متحرک است.  یعنی «کامیون» لوکیشن محور است؟ نه لوکیشن هم بهانه ای است برای اتفاقاتی که در فیلم می افتد. برای ساخت فیلم کامیون تلاش کردم داستان را به گونه ای برای مخاطب تعریف کنم که تنوعی برای او باشد و از لحاظ زیبایی شناسی حرف تازه ای را به تماشاگر انتقال دهم. روایت تازه ای در فیلمم بیان کنم تا مخاطب از دیدن فیلمم خسته نشود. یا به عبارت دیگر فیلمم را به گونه ای برای م خاطب تعریف کنم که این ذهنیت برایش به وجود نیاید که در ادامه فیلم قبلی من است. سعی کردم نکته تازه تری برای مخاطب داشته باشم. به هیچ عنوان این دو فیلم به هم ربطی ندارند. فضای فیلم «کامیون» چیز دیگری است و فیلم «کافه ترانزیت» از فضای دیگری برخوردار است. فیلم «کامیون» با حرف دیگر با قصه دیگر و آدم های دیگر و با موقعیت دیگری ساخته شده است.برای انتخاب بازیگران فیلم چه مراحلی را پشت سر گذاشتید تا به این گروه بازیگران رسیدید؟ فیلم را فقط با همین گروه بازیگری می شد ساخت. یعنی آدم هایی که قابل باور باشند. با سعید آقاخانی که پیش از این کار کرده بودم و می دانستم که همکاری خوبی با هم خواهیم داشت. واقعا هم وجودش بسیار ارزشمند بود. چند تا از دوستان بازیگر هم که بومی بودند، اما در خدمت قصه بودند.انتخاب های اولتان همین گروه بازیگری بود؟ از اول همین گروه بودند. حتی بازیگر زن فیلم را از مهاباد پیدا کردیم.درباره بازیگر نقش اول زن فیلم «کامیون» زیاد شنیده ایم. این خانم نابازیگر بودند یعنی هیچ تعلیمی ندیدند برای بازی در فیلم؟ او در مهاباد دانشجوی رشته عمران است. آن طور که می دانم در کارهای بومی مهاباد شرکت داشته اند. اما من به عنوان نابازیگر از او استفاده کردم. به نظر من لازمه سناریو این بود که ما از بازیگری چون سعید آقاخانی بهره ببریم. در کنار سعید آقاخانی از چند نابازیگر هم استفاده کردیم: یک پیرزن کرد، بچه کرد و نقش اصلی فیلم هم یک دختر کرد است. اینها را کنار هم قرار دادیم تا قصه برای مخاطب قابل باور و قابل تامل باشد، از طرف دیگر سعید آقاخانی کنار خانم نیکی کریمی قرار گرفت که به نظر من خانم نیکی کریمی با نقشی که در فیلم برعهده دارد به فیلم ما خیلی کمک کردند و شخصیت شان را بسیار قابل باور بازی کردند.     بعد از 10 سال در جشنواره فجر شرکت کردید. بعد از این همه سال می خواستید در این رقابت قرار بگیرید یا این جشنواره را فرصتی برای عوامل فیلم می دانستید؟ جشنواره برای من یک فرصت ارائه و دیده شدن است. فرصتی که در طول 10 روز با نظرها و دیدگاه های مختلف رو به رو می شوید و می توانید فیلمتان را محک بزنید. این فرصت در بیشتر سینماهای دنیا به فیلم ساز داده می شود. در هالیوود هم وقتی فیلم ساخته می شود در چند شهر نشان می دهند تا بدانند چطور فیلم را نمایش دهند و چه نوع تبلیغاتی برای آن داشته باشند. جشنواره فجر هم برای من همین حسن را دارد و خیلی به دید رقابت به آن نگاه نمی کنم. برای من جشنواره فجر مهم است، اما بعضی از دوستان جشنواره های خارجی را ترجیح می دهند و دوست دارند برخوردها و نظرات را از آنجا بگیرند.  قرار گرفتن در این دور رقابت برایتان هیجان دارد؟ چون بیشتر در پی این هستم که ببینم نظرات دیگران درباره نتیجه کارم چیست، بنابراین رقابت به آن معنا برایم وجود ندارد؛ بیشتر می خواهم ببینم با تفکر من چه برخوردی خواهدشد.  شما سال گذشته برای فیلمنامه «فراری» سیمرغ گرفتید اما حتی برای دریافت آن حضور نداشتید. این طور به نظر می آید که اصلا سیمرغ برایتان مهم نیست. دلیل نبودنم به خاطر گرفتاری و کار بود. چون سر فیلمبرداری همین «کامیون» بودم. وقتی نگاه می کنم که فیلم های ساده پسند و کمدی های سخیف به فروش می رسند، با خودم فکر می کنم که قرار است سینمای ما در همین حد باشد؟ جشنواره و به خصوص این دوره فیلم های کم ارزش خیلی کم هستند و این نشان می دهد، فیلم های انسانی بیشتر مورد توجه جشنواره است و این نوید خوبی بود. به همین دلیل فیلم را به جشنواره آوردم با ببینم دغدغه دوستان جوان و دوستان قدیمی درباره مسائل روز چیست. سیمرغ گرفتن رقابتی است بیرونی، اما این که در میان فیلم ها ببینی و دغدغه های روز را پیدا کنی، می شود رقابت درونی.براساس صحبت های شما، جشنواره در یک دوره زمانی مشخص و خاص نشان دهنده حال  جامعه است. بله درست است. اما درباره جشنواره های جهانی باید وسیع تر عمل کنیم. وقتی فیلم «خانه دوست کجاست» در جهان مطرح می شود، باید دید که جهان و جامعه بشریت به دنبال چه چیزی است که این فیلم اهمیت پیدا می کند. حتی بعد از ساخت آثاری شبیه به این آنقدر نمود پیدا می کند که یک سری کارگردان ها دنباله روی کار بزرگانی مثل کیارستمی می شوند.   خودتان کامبوزیا پرتوی را فیلم ساز می دانید یا فیلمنامه نویس؟ هر دو. اما بستگی دارد که برای هرکدام فرصتی پیش بیاید. فیلمنامه فرصتی است که با تحقیقات بر روی یک موضوع متمرکز شوم و با جهان بینی های مختلف با آن برخورد کنم. اما درباره فیلمسازی باید بر روی حرفی که می خواهم بزنم و مسئله ای که می خواهم به چالش بکشم و نوع مطرح کردن آن، متمرکز شوم. اگر فرصتش پیش بیاید به هر دوی آنها می پردازم. در فیلمنامه نویسی کلی مسائل و اتفاقات و روایت های متفاوت و در کارگردانی یک سری آدم و یک قصه است که باید آنها را به سامان برسانید.  می شود گفت نسبت فیلمنامه نویسی برای شما چهار یا پنج برابر بیشتر از فیلم هایی است که ساخته اید. این نشان می دهد شرایط فیلمسازی برای شما بهتر بوده است؟ به نظر من هر دو کار سختی هستند و همراه با مسئولیت زیاد. یا خودتان مسئولیت را می پذیرید و یا انتخاب می شوید برای نوشتن فیلمنامه. طرح یک مسئله براساس نیاز امروز در کنار این مسئولیت قرار می گیرد. بیان یک تفکر کاری سخت و با مسئولیت بالا است و باید در هر دو از پس کار به درستی بربیایید. مثلا در فیلم «من ترانه 15 سال دارم» و فیلم های دیگر وسوسه ای بود که باید آن را به انجام می رساندم.  دریاره فیلم های موفقی که فیلمنامه آنها را نوشتید و طرحی بر روی کاغذ را در تصویر دیده اید، بعد از تمام شدن ساخت آن، افسوس نخورده اید که ای کاش خودم آن را می ساختم؟ نه چون وقتی فیلم موفق می شود، فقط از صافی نگاه من نگذشته است، بلکه یک نفر دیگر با جهان بینی خودش برای نوشتن یک کار به سراغ من آمده است. اگر بخواهم این کار را خودم بسازم فقط به دید و نظر خودم اتکا می کنم و ممکن است نتیجه متفاوت باشد.     گفتید فیلمنامه نویسی و کارگردانی هر دو برایتان مهم است. اما سوال اینجا است که کدام یک از این ها باعث اقناع درونی شما می شود؟ جفت آنها برایم یک جور اقناع دارند. شاید چون کمتر فیلم ساخته ام و بیشتر نوشته ام، به نظر می آید که فیلمنامه نویسی برایم مهم تر است. اما اصلا یکی بر دیگری غلبه ندارد. بیشتر برای فیلمنامه نویسی انتخاب شدم و از آن به عنوان فرصت استفاده کردم. حتی برای دوستان خارجی هم که فیلمنامه نوشتم، مسئولیت سختی داشتم که باید به نظر کارگردان نزدیک شوم. اما باز هم اعتماد کردند و به سمت من آمده اند.با توجه به گفته هایتان فیلمنامه نویسی چالش بزرگتری است. خیلی بزرگتر چون باید متوجه باشی برای چه کسی قصه می نویسی، چه کسانی می آیند و قصه تو را می بینند. مثلا در فیلم محمد رسول الله (ص) باید درباره کسی می نوشتم که نصف جهان دوستش دارند و پیرو او هستند. من باید طوری می نوشتم که مخالفان قهرمان داستان من هم شخصیت را بپذیرند و قبول داشته باشند. بنابراین خیلی سختی می شود.کارنامه شما پر از آثاری برای کودکان و نوجوانان است. کار برای آنها را بیشتر می پسندید یا بزرگسال؟ هرکدام مسئولیتی متفاوت است. حتی کودکان هم با هم فرق می کنند. مثلا «بازی بزرگان» نوعی از بیان است «گلنار» نوعی دیگر.الان اگر بنشینید «گلنار» یا «کافه ترانزیت» را تماشا کنید، از کدام لذت بیشتری می برید؟ منظورم از لحاظ مخاطب کودک و بزرگسال است. هر دوی آنها. چون نگاه می کنم ببینم هرکدام در زمان خودشان چه تعریفی داشتند. گلنار را در پایان جنگ ساختم و رنگ را به اوضاع روزگار بچه ها آوردم. بچه ها در آن زمان هیچی نداشتند و گلنار در زمان خودش بیشتر دیده شد. نیاز خیلی فیلم ها را می ساخت. حتی برای بزرگسالان هم براساس نیاز فیلم های بهتری ساخته می شود.ایده ای که از گلنار آمد   نکاتی درباره فیلم کامیون، جرقه ساخت، ممنوع الکاری پرتوی و... آنچه می خوانید بخش هایی از گفته های کامبوزیا پرتوی در نشست نقد و بررسی «کامیون» است. پرتوی به چند ابهام درباره فیلمش پاسخ داده و گفته ماجرای ممنوع الکاری اش چه بوده است. حیف است به تک جمله سعید آقاخانی اشاره ای نداشته باشیم: من هیچ نگرانی از نتیجه کار نداشتم چون پرتوی را می شناختم و فیلمنامه هم قوی بود و با کمال میل آن را انتخاب کردم ضمن آن که گریم من خیلی کمک کرد که بهتر به ایفای نقش بپردازم. پرتوی ابتدا دوست نداشت گریم شوم اما بعد خودش هم راضی بود. از سوی دیگر، آقای اسکندری واقعا در زمینه گریم کمک بزرگی به ما کرد.شباهت «فِراری»؟ شباهت «کامیون» به «فراری» را خیلی قبول ندارم چون فیلم های مختلفی با این مضمون و حتی قبل از انقلاب ساخته شده است. اما این فیلم داستان دیگری داشت که به سال 67 و سر فیلم «گلنار» در جنگل های 2000 بر می گردد که آنجا کار می کردیم؛ آن زمان آقای سجادی حسینی دستیارم بود و برای خانواده اش مسئله ای پیش آمده بود که با وسایل شان در کامیون مانده بودند و ماجرای فیلم هم به همان زمان مربوط است.ماجرای ایزدی ها اگر زمان حمله به ایزدی ها را بخواهم تعریف کنم باید یادآوری کنم که آنها شرایط خیلی سختی داشتند و ما شرایط را برعکس کردیم یعنی به جای گرمایی که آن زمان مطرح بود برف را انتخاب کردیم. اما نکته مهم برای خودم در این فیلم به این معنا بود که ما برای همدیگر امن و پناه باشیم.حکایت ممنوع الکاری بعد از «افسانه دو خواهر» ممنوع الکار شدم و تصمیم داشتم فیلم سازی را جای دیگری امتحان کنم. در این مسیر با آقای وثوقی هم توافقی شد تا شاید ایشان امکان کار با بازیگران غیرایرانی فراهم شود، اما بعد شنیدم ممکن است مجوز بازی آقای وثوقی در ایران گرفته شود ولی در نهایت میسر نشد و روند کارم تغییر کرد.